Overblog Tous les blogs Top blogs Politique Tous les blogs Politique
Editer l'article Suivre ce blog Administration + Créer mon blog
MENU
pantopolis

politique et theorie

بیانیه‌ای بین‌المللی در مورد جنگ در ایران منتشر شده توسط Lasinistracomunistainternazionale (ایتالیا، شیو):

بیانیه‌ای بین‌المللی در مورد جنگ در ایران
منتشر شده توسط
Lasinistracomunistainternazionale (ایتالیا، شیو): sinistracomunistainternazionale.com/
در ایران، جایی که رژیم اسلامی بورژوایی در ژانویه هزاران پروлеتاری را قتل‌عام کرد، جنگی که به بهانه تغییر رژیم و با هدف برقراری دموکراسی توسط ایالات متحده و اسرائیل آغاز شده است، شعله‌ور شده است. نتیجه‌ای که این راهزنان به دست خواهند آورد چیزی جز بی‌ثبات‌سازی و تخریب بیشتر زندگی میلیون‌ها انسان از طبقه کارگر نخواهد بود. جنگ جاری، جنگ ما نیست، بلکه جنگ تمام دولت‌ها و تمام قدرت‌های سرمایه‌داری، فارغ از اینکه در کدام اردوگاه باشند، علیه کارگران است؛ یعنی طبقه‌ای که هیچ پشتوانه‌ای ندارد. اما این موضوع چیز جدیدی نیست، زیرا هر جنگ امپریالیستی و سرمایه‌داری، جنگی علیه پرولتاریا است: یا برای حذف «جمعیت مازاد» و احیای اقتصاد جهانی بحران‌زده، یا برای نابودی آن به عنوان یک «طبقه خطرناک» برای نظم بورژوایی.
جمهوری اسلامی، ایالات متحده، اسرائیل و تمام بازیگران سرمایه‌داری که در عرصه جنگ خاورمیانه فعالیت می‌کنند، همواره دشمنان مشترک پرولتاریا هستند. فرآیند و پیامدهای این جنگ، از جمله شکل نهادی دولتی که ایران خواهد داشت، هرچه باشد، نتیجه این مداخله مسلحانه نابودی زندگی کارگران و برای بازماندگان، وخامت شدید در شرایط زندگی و کارشان خواهد بود. پرولتاریا و کارگران ایران، همچون کارگران تمام کشورهای درگیر در این منازعه، نباید انتظار هیچ‌گونه مداخله نجات‌بخش از سوی جنگ‌طلبان امپریالیست را داشته باشند و نباید در مورد فضایل معجزه‌آسای دموکراسی بورژوایی هیچ توهمی در سر داشته باشند.
دولت‌های سرمایه‌داری، صرف‌نظر از شکل و هم‌پیمانی‌هایشان، از جنگ به عنوان ابزاری برای بقا در مبارزه میان قدرت‌های رقیب و برای کنترل پرولتاریا استفاده می‌کنند. در زمانی که جهان بار دیگر در خشونت، بمباران و مرگ غرق شده است، ما باید یک حقیقت اساسی را دوباره تأیید کنیم: قربانیان واقعی همیشه پرولتاریا هستند، و قطعاً نه دولت‌ها، ایدئولوژی‌ها یا مرزها. جهان به جای آنکه میدان نبرد طبقه ما - طبقه کارگر بین‌المللی در برابر سرمایه‌داری و تمام دولت-ملت‌ها - باشد، به طور فزاینده‌ای به صحنه وحشیگری جنگ‌طلبان سرمایه‌داری که برای تسلط بر جهان به رقابت می‌پردازند، تبدیل شده است.
ایالات متحده، اروپا، روسیه، چین، هند و خود ایران، اروپا و تمام کشورهای سایر نقاط جهان از طریق اشکال مختلف مداخله، نقش خود را به عنوان قاتلان ایفا می‌کنند:
 جنگ‌های آنها مربوط به تقسیم سود، قدرت و مالکیت برای حفاظت و دفاع از وجود سرمایه است، به این صورت که کارگران را که به صورت نظامی سازماندهی شده و در جبهه‌های مقابل صف کشیده‌اند، وادار به کشتن یکدیگر می‌کنند.
این حقیقت هولناک با خون میلیون‌ها انسان در تاریخ نوشته شده است.
مبارزه پرولتاریا نباید جانب هیچ‌یک از دولت‌های متخاصم را بگیرد، زیرا همه آن‌ها، صرف‌نظر از شکل سیاسی‌شان، همواره دشمنان قسم‌خورده آن هستند. شکست‌طلبی در قبال دولت خود و اتحاد پرولتاریای بین‌المللی در فراسوی تمام مرزها، سخنان پوچ نیستند، بلکه تنها ابزارهایی در اختیار طبقه پرولتاریا هستند تا علیه این نظم غیرانسانی عمل کنند یا برعکس، توسط قدرت سازمان‌یافته آن به چالش کشیده شوند. پرولتاریا طبقه‌ای است که تمام تولید اجتماعی از آن سرچشمه می‌گیرد و بقای همه دولت‌ها و کل سرمایه از بی‌تحرکی موقت کنونی آن ناشی می‌شود. تنها با بازپس‌گیری قدرت خود و سازمان‌دهی آن در خارج از جبهه‌ها و بلوک‌های ملی است که پرولتاریا قادر خواهد بود جنگ و صلح سرمایه آدم‌خوار را به فرصت‌هایی برای شورش طبقاتی خود تبدیل کند.
موضع مخالف، دفاع از یکی از دولت‌های ملی بورژوایی درگیر جنگ است، تحت پرچم «ضد امپریالیسم»، موضعی که توسط سوسیال دموکرات‌ها، شوونیست‌ها و ضد انقلابیونی که خود را «مارکسیست» و «آناکوئیست» جا می‌زنند، ترویج می‌شود. این موضع «طرفدار» و «اردوگاهی» (= حمایت از یکی از طرفین) همواره از یکی از دولت‌ها و اردوگاه‌ها یا بلوک‌های امپریالیستی درگیر در جنگ دفاع می‌کند.
ما طرفدار شکست همهٔ دولت-ملت‌های درگیر جنگ هستیم، یا به عبارت بهتر، طرفدار تبدیل جنگ امپریالیستی به جنگ طبقاتی انقلابی هستیم. به طور خلاصه، این معنای ناکامی‌طلبی انقلابی و بین‌المللی‌گرایی پرولتاریایی است.
 مبارزه طبقاتی امروز هنوز بسیار ضعیف است و هنگامی که خود را نشان می‌دهد، به شکلی هرج‌ومرج‌آمیز است، زیرا از دل هرج‌ومرج سیستمی که سرمایه‌داری تاریخی و جهانی در آن گرفتار است، سر برمی‌آورد.
بنابراین، تناقضات و هرج‌ومرج مانع از توسعه بین‌المللی‌پرستی پرولتاریایی و شکست‌طلبی انقلابی، هم در عمل و هم در نظریه، می‌شوند.
 از منظر عملی، مبارزه پرولتاریای غزه می‌بایست علیه اشغال ارتش اسرائیل و دستگاه‌های مسلح بورژوازی فلسطینی توسعه می‌یافت. به همین ترتیب، ما می‌بایست شاهد گسترش بیشتر مبارزه توسط پرولتاریای یونیفرم‌پوش برای خرابکاری در جنگ در مرز روسیه و اوکراین می‌بودیم. از منظر نظری، ما مواضع و مباحث گوناگون در مورد این مسائل را در میان اقلیت‌های رادیکال پرولتاریای بین‌المللی مشاهده می‌کنیم. علی‌رغم تمام تناقضات، پیچیدگی‌ها و محدودیت‌های فعلی این آشفتگی سیستمی، مبارزه طبقاتی وجود دارد، شورش‌ها وجود دارند و در نتیجه، ضرورت و امکان یک انقلاب اجتماعی وجود دارد.
در این زمینه، ما از مبارزه پرولتاریا در منطقه ایران علیه دولت بورژوایی ایران، مبارزه پرولتاریای آمریکا و همچنین پرولتاریای اسرائیل علیه دولت‌های متبوع خود، و به همین ترتیب در تمام مناطق و کشورها بدون استثنا حمایت می‌کنیم. به پرولتاریای ایران، که پیش از این بهای سنگینی از خون پرداخته است، می‌گوییم که مبارزهٔ آنها نباید به سوی اهدافی منحرف شود که به منافع طبقاتی‌شان خدمت نمی‌کند، مانند شکل حکومت در چارچوب نظم بورژوایی. تاج، عمامه یا صندوق رأی دموکراسی لیبرال، همه جلوه‌های یک قدرت واحد هستند که مصمم به حفظ روابط سرمایه‌داری و ابدی کردن بردگی مزدی است. آنچه به عنوان «گذار»، «نجات» یا «بازسازی» ارائه می‌شود، نه پاسخی به فقر، استثمار یا سرکوب است و نه راهی به سوی رهایی بشر، بلکه مانوری است با هدف منحرف کردن مبارزه از مسیر حقیقی خود، مسیری که باید به لغو کار مزدوری و براندازی نظم سرمایه‌داری منجر شود.
 هر ادعای خلاف این، فریب یا خیانت است.
۳ م

Partager cet article
Repost0
Pour être informé des derniers articles, inscrivez vous :
Commenter cet article